تاریخچه شرکت هیولت – پکارد

شرکت هیولت – پکارد  یا آنطور که امروزه از آن یاد میشود hp  در واقع توسط دو دانشجوی همکلاسی در دانشگاه آستنفورد به نامهای دیوید پکارد و ویلیام هیولت  و با سرمایه ابتدایی ۵۳۸ دلار پایه گذاری شد.همت و تلاش این دو نفر باعث شد که  سرمایه اندک آنها بعد از حدود هفتاد سال به ۹۰ میلیارد دلار برسد. در حال حاضر این شرکت در بیشتر از ۱۶۰ کشور جهان فعالیت میکند
نام شرکت نیز به طور اختصاری از حروف اول نام خانوادگی این دو نفر گذاشته شد و بدین سان hp  در منطقه کالیفرنیا تاسیس شد شرکتی که بعدها دهها و صدها زیر مجموعه برای خودش ایجاد کرد و یکی از قطبهای بزرگ صنعت کامپیوتر در دنیا شد و گاراژ کوچکی که هیولت و پکارد در آن اولین محصول خود را تولید کردند به عنوان تنها نماد شرکت  و محل تولد دره سیلیکون شناخته میشود.
هفتاد سال گذشت و اچ پی هنوز هم در مسیر تحولات فناوری در صنعت الکترونیک پیشگام است.بعد از ادغام این شرکت با شرکت بزرگ کمیک  اچ پی توانست در بسیاری از حوزه های تولیدی و خدماتی جایگاه برتر را به دست آورد و رقابت تنگی را با IBM داشته باشد.
راز موفقیت HP  در کارکنانش بود نه در محصولاتش .هیولت و پکارد فهمیدند که اگر مدیران کارکنان خود را باور کنند و در رویاهایشان شرکت کنند و بگذارند که آنها به طور کامل از استعدادهای خود استفاده کنند آنها میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند و این باور راز موفقیت HP  بود.
فیورنیا کارولینا مدیر عامل سابق اچ پی معتقد است که ویژگی اصلی در موفقیت اچ پی نو آوری ، صداقت و درستی و احترام است.

شرکت اچ پی به عنوان یکی از پیشروان ساخت و تولید چاپگرهای رنگی و سیاه و سفید بین کاربران دنیای دیجیتال شناخته شده.صدها هزار دستگاه چاپگر این شرکت در بیست سال گذشته در ایران مورد استفاده قرار رگفته و به همین دلیل هیولت و پکارد به عنوان موسسین این شرکت در نفوذ موثر آن برای ورود به ایران به عنوان یک بازار نقش اساسی داشته اند.

تاریخ پر فراز و نشیب شرکت HP یا Hewlett-packard   برای مصرف کنندگان محصولات این شرکت نشان دهنده نقش موثر دو نفر از موفق ترین مدیران در قرن گذشته است.شیوه مدیریتی و روش اداره این دو نفر میتواند در نوع خود نمونه باشد.
ذهن خلاق و ایده پرداز هیولت در کنار مهارتهای مدیریتی و اداری پکارد دست به دست ه م داد تا مسیری تازه را در دنیای کامپیوتر باز کند.این دو که خود زمانی دانشجویانی خلاق بودند با گرد هم آوردند افراد خلاق و نخبه و فراهم کردن امکانات به ایده های نو فرصت بارور شدن دادند و این بزرگترین راز شرکت اچ پی بود.

قبل از اینکه به سراغ زندگینامه این مدیران موفق برویم بهتر است تعریفی داشته باشیم  از دره سیلیکون ….
جایی که امروزه بنام دره سیلیکون شناخته میشود  منطقه ای است در حدود ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی سانفرانسیسکو در حومه سانتا کلارا کالیفرنیا. این منطقه اقتصادی و غنی از لحاظ کشاورزی که در شمال غربی دره پالو آلتو (PALO ALTO) واقع شده، نواری است به طول ۴۵ کیلومتر و عرض ۱۵ کیلومتر و در حد فاصل خلیج سانفرانسیسکو در شرق و کوههای سانتاکروز در غرب و ساحل جنوب شرقی محصور شده و بین شهرهای سانفرانسیسکو و سن خوزه قرار گرفته است.
زمانی آن منطقه با درختان آلو، زردآلو و گردویش شناخته می شد و به دره قلبهای مشتاق شهرت داشت. این وضعیت حتی تا پایان جنگ جهانی دوم نیز ادامه داشت به گونـــه ای که صنایع اصلی در اطراف سن خوزه عمدتاً صنایع فرآوری غذا بود.

تولد دره سیلیکون
آنچه سرنوشت این منطقه کشاورزی و خوش آب و هوا را تغییر داد، همجواری با دانشگاه استنفورد بود، دانشگاهی که در سال ۱۸۹۱ توسط (LELAND STANFORD) تاسیس شده بود و امروز یکی از بهترین دانشگاههای آمــریکا به شمار می رود. برخی استادان و دانش آموختگان این دانشگاه عامل تغییر سرنوشت این منطقه و تبدیل آن به یکی از مهمترین مراکز صنعتی و اقتصادی جهان بودند.
دره سیلیکون امروز مرکز اقتصاد اینترنت و یک منطقه فناوری برتر است که توسعه فناوری اطلاعات وارتبـاطات از آنجا شروع و عرضه می شود. محل تولد دره سیلیکـون را گاراژی می دانند که در دهه ۱۹۳۰ دو دانشجوی مهندسی دانش آموخته دانشگاه استنفورد یعنی دیوید هیولت و ویلیام پکارد فعالیت کاری خود را از آنجا آغاز کردند. این گاراژ در خانه شماره ۳۶۷ خیابان آدیسون شهر پالوآلتو کالیفرنیا واقع بود.

معرفی موسسین
ویلیام بیل هیولت و دیوید پکارد هر دو دانشجوی مهندسی برق دانشگاه استنفورد بودند البته این دو نفر تنها دانشجویان موفق این دانشگاه نبودند به طور کلی دانشگاه استنفورد خدمت بزرگی به جهان کامپیوتر کرده چرا که بزرگانی مانند جری یانگ و دیوید فیلو (موسسان یاهو) و لری بیچ و سر گئی برین (رهبران گوگل) از دانشجویان همین دانشگاه هستند .مردان بزرگی که از این دانشگاه به دنیای دیجیتال وارد شدند و تاثیر آنها بر دنیای کامپیوتر کمتر از بزرگان دانشگاه هاروارد و ام ای تی  مانند بیل گیتس و استیو بالمر نبود .
بنابراین نمیتوان انکار کرد که آموزش و پرورش آمریکایی در پرورش مغزهای خلاق این افراد نقش زیادی داشت.
بطور مثال موسسین hp  هر دو شاگردان فرد ترمن استاد ممتاز استنفورد و بنیانگذار دره سیلیکون بودند و در کلاسهای این استاد با هم آشنا شدند.دو سال آخر دانشگاه را بر روی ساختن یک منبع ساده و دقیق سیگنالهای فرکانس پایین(نوسان ساز صدا)  کار میکردند وچیزیکه بعدها اولین محصول شرکت اچ پی بود .بعد از تمام شدن دانشگاه پکارد مدتی در جنرال الکتریک مشغول به کار شد اما باز هم به آزمایشگاه ترمن برگشت و خیلی زود با تشویق و حمایت او و به همراهی ویلیام هیولت کار تازه ای راه اندازی کرد .آنها برای نامگذازی شرکت که ph یا hp باشد سکه به هوا انداختند و به این ترتیب در سال ۱۹۳۹ فقط با سرمایه ۵۳۸ دلار و کار در محل یک گاراژ اجازه ای فعالیت شرکتی آغاز شد که امروزه در سطح بین الملل مدرنترین تجهیزات فناوری اطلاعات را تولید میکند.

درباره پکارد

دیوید پکارد در سال ۱۹۱۲ میلادی در کلرادو زاده شد. پدرش وکیل و مادرش معلم دبیرستان بود و هر دو تحصیلکرده دانشکده کلرادو. بودند . او خیلی زود علاقه خود را به علم و مهندسی نشان داد: تجربه منفجر کردن اشیاء- به همین جهت یک بار نزدیک بود انگشتان خود را از دست بدهد- پس از آن آرام تر شد و به ساخت رادیوهای دستی به عنوان یک تجربه ایمن تر روی آورد . در دبیرستان درهمه چیز برتر بود: انجام تکالیف مدرسه، ورزش و رهبری. در سال ۱۹۳۰ در رشته مهندسی برق دانشگاه استنفورد مشغول تحصیل شد. در آنجا نیز به فعالیتهای ورزشی ادامه داد و مرد سال رشته فوتبال و بسکتبال دانشگاه شد. اما در اواخر دانشگاه ناگهان ورزش را کنار گذاشت و بیشتر بر روی درس تمرکز کرد. در دانشگاه با دانشجوی دیگر مهندسی برق یعنی ویلیام هیولت که هر دو از دانشجویان ممتاز پروفسور ترمن بودند آشنا شد و همین آشنایی به تاسیس شرکت HP انجامید. او همواره دو واقعه را در زندگی خود موثر می دانست.
اولین واقعه شرکت در تور آشنایی با دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۲۹ میلادی بود که تصمیم او را برای ورود به این دانشگاه راسخ کرد. دومین واقعه آشنایی با پروفسور ترمن در دانشگاه بود. پکارد خودش اعتقاد داشت که این فرد بود که آتش علاقه مرا به الکترونیک شعله ور ساخت و هم او بود که بعدها من و هیولت را تشویق کرد که برای خود دنبال کسب و کار برویم». پس از فراغت از تحصیل، چندسالی در شرکت جنرال الکتریک مشغول به کار شد با حقوق ماهیانه ۹۰ دلار. هنگامی که در سال ۱۹۳۸ میلادی این شغل را رها کرد و با پژوهش های ۴۲ دلار در ماه به آزمایشگاه ترمن در استنفورد برگشت همه او را احمق خواندند. اما او یک سال بعد در سال ۱۹۳۹ میلادی به همراه دوست و همدوره ای خود، هیولت، شرکت Hp را تاسیس کرد. او درسال ۱۹۹۳ میلادی به عنوان رئیس هیئت مدیره بازنشسته شد، پستی که ۲۷ سال در آن حضور داشت و از آن پس با احترام کامل به عنوان مدیر افتخاری شرکت شناخته می شد.
پکــارد در سال ۱۹۶۹ میلادی در راه کسب و کار رایانه وقفه ای انداخت، زیرا وزیر دفاع وقت از او خواست به واشنگتن بیاید و به عنوان معاونش خدمت کند. از همانجا بود که او به حوزه فناوری عمق دریا علاقه مند گشت. البته دو دخترش در ایجاد علاقه او به علم زیردریا نقش داشتند. آنها هر دو بیولوژی زیردریایی می خواندند و به پیشنهاد آنها بود که خانواده پکارد آکواریمی بی مانند ساختند که موجودات زیردریا را با رفتارهای طبیعی نشان می داد. پکارد خود تجهیزات آن را طراحی کرد. آکواریم در سال ۱۹۴۸ میلادی برای بازدید عموم گشایش یافت و با توسعه عجیبی که یافت در سال ۱۹۸۷ میلادی مرکز تحقیقات و توسعه اقیانوس شناسی از آن متولد شد.
پکارد در ۷۷ سالگی تصمیم گرفت اقیانوس شناسی بخواند در مرکز تحقیقات اقیانوس شناسی کارهای بدیعی در زمینه توسعه تجهیزات در عمق زیردریا انجام داد. او حامی فرستادن ابزار و نه افراد به زیر دریا بود. او به دنبال ابزاری بود که بتوان با آن از عمق دریا اطلاعات فرستاد نه نمونه، بنابراین حسگرها و دوربینهای فیلمبرداری کیفیت بالا را در این مورد توسعه داد. در زمان او پیشرفته ترین قایق تحقیقاتی ساخته شد. روزی که یکی از محققان در بازدید از مرکز تحقیقاتی، صحبت از کتابی درمورد پلانکتونها کرد، پکارد او را موردهجوم سوالهای خود در زمینه پلانکتون قرار داد. او هیچ فرصتی را برای یادگیری از دست نمی داد. محیطی برای کارکنانش فراهم آورده بود که همه احساس می کردند عضو خانواده پکارد هستند. او به طور مداوم به آزمایشگاهها و کارگاهها برای فهم پیشرفت پروژه ها سرکشی می کرد و این روش را «مدیریت حضور در محل» می نــــــــامید. کارکنان هیچگاه نمی فهمیدند کـــه او سوال می پرسد یا خواسته های خود را مطرح می کند.
دیوید پکارد در ماه مارس ۱۹۹۶ میلادی در ۸۳ سالگی درگذشت. او همواره افق دوردستی را می دید که میوه های سرمایه گذاریش به ثمر نشیند و به بهتر شدن وضعیت انسان بینجامد. به تعبیر یکی از دوستانش در مجلس ختم او: «او مثل دریا بود که انرژی حیات بخش می بخشید. رضـــایت اوفقط در کسب موفقیت خلاصه نمی شد، او به دنبال این بود که راهی را فراروی تحقق ایده ها و موضوعهای جدید باز کند».

درباره هیولت
ویلیام هیولت در سال ۱۹۱۳ میلادی در میشیگان به دنیا آمد. اما بیشتر عمر خود را در سانفرانسیسکو گذرانید. پدرش پزشک بود و در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد تدریس می کرد. در ۱۲ سالگی پدر خود را از دست داد. او می گوید اگر پدرش زنده می بود به حرفه پزشکی می رفت زیرا علاقه زیادی به پزشکی داشت. در سال ۱۹۳۴ میلادی به دانشگاه استنفورد رفت و ضمن اخذ لیسانس هنر از این دانشگاه، مهندسی برق خود را از دانشگاه MIT نیز گرفت. در سال ۱۹۳۹ میلادی نیز با درجه فوق لیسانس مهندسی برق از دانشگاه استنفورد فارغ التحصیل شد. در سالهای آخر تحصیل در استنفورد با دیوید پکارد آشنا شد و همین آشنایی، زمینه تاسیس شرکت HP را فراهم آورد. هیولت تا سال ۱۹۸۷ میلادی به صورت فعال در عرصه مدیریت شرکت دخالت و حضور داشت. البته در مدت جنگ جهانی دوم به عنوان افسر به خدمت وظیفه رفت و در بخش الکترونیک فعال بود. بلافاصله پس از جنگ، هدایت تیمی را به عهده داشت که درپی بررسی و بازرسی صنعت ژاپن بود. در سال ۱۹۸۷ میلادی بازنشسته شد اما ارتباط خود را با شرکت به عنوان مدیر افتخاری با حضور در دفتری که دهه ها در آن کار کرده بود ادامه داد. طی سالها همکاری و همراهی با پکارد در شرکتHP ، او بیشتر به حوزه های فنی و فناوری می پرداخت و پکارد بیشتر در کار حوزه های اداری و مدیریتی شرکت بود. او در این سالها در توسعه سازمانهای مختلفی در صنعت الکترونیک مشارکت داشت. در سال ۱۹۸۵ میلادی بالاترین نشان علمی ملی یعنی مدال دانش را از رئیس جمهور وقت آمریکا دریافت کرد. ۱۳ دانشگاه معتبر به او درجه دکترای افتخاری اهدا کردند. هیولت در ماه ژانویه سال ۲۰۰۱ میلادی درگذشت.

شروع کار:
شروع کار Hp در گاراژ خانه ای اجاره ای بود .پکارد گاراژ کوچکش را تبدیل به کارگاه ساخت تجهیزات کرد .کارگاه کوچکی که اگر یک ماشین در آن پارک میکرد کار متوقف میشد .این گاراژ امروز به عنوان محل تولد hp و نماد تاریخی محل دره سیلیکون(بزرگترین منطقه فناوری کالیفرنیا و قطب صنعت الکترونیک دنیا)شناخته میشود که این فقط به خاطر تلاشهای ویلیام و دیوید است.
به سرمایه اولیه پانصد دلاری شرکت بعد از حدود پنجاه سال فقط هفت صفر کم ارزش اضافه شد اما همزماان با آن دانش، تعهد به خلاقیت و پشتکار هدفمند در قالب خلق کسب و کاری جهانی بود که امروزه hp را در کنار بزرگان صنعت آی تی جهان قرار داده.
بدون شک هیولت و پکارد به عنوان دو نفر از معماران بزرگ سازمان دیجیتال جهان به شمار میروند و میتوان از آنها به عنوان اسطوره های خلاقیت الکترونیکی نام برد.
بر اساس اعلام مجله فورچون درسال دوهزار میلادی hp با چهل و هشت میلیارد دلار درآمد رتبه سیزدهم پردرآمد ترین شرکتهای آمریکایی را به خود اختصاص داد که یک شانزدهم این مبلغ به عنوان سود خالص این شرکت اعلام شد.
در سال ۲۰۰۶ این شرکت با ۲ رتبه ارتقا تبدیل به یازدهمین شرکت پر سود آمریکا شد.
Hp با فروش ۸۶ میلیارد دلار بخش بزرگی از دنیای سخت افزار را تحت نفوذ قدرت خود قرار دهد.
اگر چه در سالهای اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی سود شرکت هر ساله کاهش یافته و اخراج هزاران کارمند در دستور کار رهبران  این شرکت قرار گفته اما این مسئله عاملی برای کم شدن فروش جهانی و موفق آن به شمار نیامده.
در واقع هیولت و پکارد با تجربه ها و برنامه های موفق ، راه و رسم کسب و کار درعصر دیجیتال را به عده زیادی آموختند.

درسال ۱۹۶۶ رایانهHP 2116A با ظرفیت۸K حافظه به قیمت ۳۰ هزار دلار از سوی شرکت به بازار روانه شد. اولین سری ماشین حساب HP 9100 با صفحه نمایشگر به قیمت ۵/۰۰۰ دلار در سال ۱۹۶۸ عرضه شد. اولین ماشین حساب علمی جیبی نیز در سال ۱۹۷۲ توسط شرکت به بازار عرضه شد. تعداد کارکنان در سال ۱۹۷۰ به ۱۶ هزار نفر رسید. اولین رایانه ۳۲ بیتی رومیزی تحت عنوانHP 9000 توسط شرکت در سال ۱۹۸۲ ساخته و عرضه شد.
برای نخستین بار رایانه های شخصی صفحه تماسی تحت عنوانHP 150 در سال ۱۹۸۴ توسط شرکت ارائه شد. دوسال بعد از سوی شرکت ماشین های فاکس و همزمان اولین چاپگر لیزری عرضه شد. تاکنون بازار مسلط این نوع چاپگرها منحصراً در اختیارHP بوده است. امروزه گاراژ کوچک هیولت – پکارد به شرکت عظیم رایانه ای HP تبدیل شده که در تولید و عرضه تجهیزات فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان پیشتاز است. این برتری و پیشتازی تنها به جنبه هایی که برشمرده شد محدود نمی شود بلکه این شرکت از لحاظ توجه به مبانی مدیریتی و تحول آن در اداره کسب و کار بر نحوه اداره بسیاری شرکتهای پس از خود تاثیر داشته است.

در  طول جنگ جهانی دوم پیولت به خدمت وظیفه رفت و کار اداره شرکت به عهده پکارد قرار گرفت.دراین مدت شرکت پیشرفت کردو کارکنان آن از هفده نفر به ۲۵۰نفر رسید و صدها محصول تولید کرد.امروزه این شرکت در ۱۴۰ کشور دنیا یکی از قدرتهای اصلی صنعت کامپیوتر محسوب میشود . در طی شصت سال گذشته محصولات متنوعی را به بازار فرستاده که از میان آنها میتوان به انواع پرینترهای لیزری و جوهرافشان در دهه هشتاد و ابداع کامپیوترهای تاچ اسکرین اشاره کرد.

بسیاری از شرکتهایی که امروزه در زمینه تجارت کامپیوتر در آمریکا فعالیت میکنند به دست افرادی اداره میشوند که در شرکت hp رشد کرده اند و راه و روش هیولت و پکارد را میشناسند از جمله این افراد میتوان استیو وزیناک رانام برد که یکی از کارمندان hp بود او مدل کامپیوتر اپل را برای hp  پیشنهاد کرد و بعد از hp جدا شد و  یا استیو جابز که شرکت کامپیوتری اپل را تاسیس کرد .
مدل مدیریتی و راهبردی hp که متکی به نوآوری ، مشتری مداری و ارتباطات است راه hp نامیده میشود.مدلی که با وجود بیشتر از ۶۵ سال و تغییرات مداوم هنوز باقی مانده.در حالیکه در این مدت بسیاری از شرکتهای دیگر منحل شدند.
اصول مدیریتی این شرکت در میراث مکتوب دیوید پکارد یعنی کتاب راه hp : چگونه هیولت و من شرکت خود را ساختیم ارائه شده
فرهنگ و ارزشهای سازمانی Hp
۱-    اعمال مدیریت از طریق حضور در محل انجام فعالیت و نظارت برآنها
پکارد و هیولت مدیریت را دستور دادن نمیدانستند .از نظر آن دو مدیر موفق کسی بود که پا به پای زیر دستانش تلاش کند و نظارتش بر آنها از طریق نظارت یک همکار باشد و نه یک رئیس.این روش منجر میشد که کارکنان تلاش خود را مظاعف کنند چرا که میدیدند که دو مدیر شرکت پابه پای آنها و حتی بیشتر از آنها تلاش میکنند .
۲-    تمرکز بر رضایت کارکنان به عنوان منبع موفقیت شرکت: پکارد معتقد است که زمانی یک کارمند تمام وقت و انرژی اش را صرف کار میکند که مشکلاتش شناخته شود و از سرراه کنار رود.او معتقد بود کارمندی که باید ذهن و اندیشه خلاقش را در خدمت کار قرار دهد نباید درگیر روزمرگی و نگرانی های احمقانه اقتصادی شود و تمرکز خود را از دست  دهد.براین اساس مدیران Hp از کارکنان خود در همه حالت و در همه شرایط سخت حمایت میکردند و نگرانی ها و نیازهای آنها را تا حدامکان برآورده میکردند
۳-    وجود ارتباط باز بین مدیران و کارکنان:موسسین hp به رابطه رئیس و کارمندی توجه زیادی نداشتند هیولت معتقد بود زمانی که مدیر دومین مورد از این لیست را پیاده کند خواه ناخواه روابط او با کارمندان نزدیکتر و صمیمانه تر شده و به کارکنان اجازه اظهار نظر آزاد و ارتباط باز داده میشود که این ارتباط باز زمینه ساز موفقیت بیشتر میگردد.

ارزشهای شرکت HP عبارت است از:
– شور واشتیاق نسبت به مشتری: در هر کاری که ما انجام می دهیم، مشتری را در رأس می نشانیم.
– اعتماد و احترام به افراد: ما با یکدیگر کار می کنیم تا فرهنگی اعتمادساز، احترام آفرین و بزرگ برای همه بیافرینیم.
– مشارکت: ما در هر کاری به دنبال تعالی هستیم. مشارکت تک‌تک افراد، کلید موفقیت ماست.

– به دست آوردن نتایج ازطریق کارتیمی: مشارکت ما بسیار تاثیرگذار است. ما همواره به دنبال یافتن راههای بهتر برای ارائه خدمت به مشتریانمان هستیم.

– سرعت و چابکی: ما مبتکر، ماهر و منعطف هستیم و سریع‌تر از رقبایمان به نتایج می رسیم.
– نوآوری معنادار: ما شرکتی مبتنی بر فناوری هستیم که چیزهای مهم و مفید ابداع می کنند.
– درستی و امانتداری: ما یکرنگ، روراست و صریح هستیم.

سخنی که دیوید هیولت در سال ۱۹۹۰ برزبان آورد بی تردید حقیقتی آشکارا در خود داشت. او گفت؛ وقتی به گــذشته کاری خود می نگرم، مفتخرم به اینکه شرکتی را تاسیس کرده ام که باارزشها، عملیات و موفقیتهایش به راه دیگر شرکتها اثر گذاشته است. براستی نیز چنین است. اکنون شرکتHP بزرگترین شرکت در دره سیلیکون و از عظیم ترین شرکتهای فناوری اطلاعات در جهان است با ۱۲۵ هزار عضو و ۵۰ میلیارد دلار فروش سالانه. پیشتازی شرکت جنبه دیگری نیز داشته است و آن ابداع شیوه مدیریتی است که به سبک مدیریت دره سیلیکون موسوم شده و متفاوت از سبکهای پیشین مدیریت و حاوی نکات درس آموز بسیار است. این شیوه از همان روزهای نخست راه اندازی گاراژ کوچک به عنوان کارگاه هیولت و پکارد خود را نشان داد و به قوانین گاراژمعروف گشت. برخی از این قوانین عبارت بود از:
باور کنید که می توانید دنیا را تغییر دهید
سریع کار کنید، جعبه ابزار را قفل نکنید، همه وقت کار کنید
بدانید چه موقع تنها کار کنید و چه موقع جمعی
به کارکنان و همکاران خود اعتماد کنید
ایده ها را مشارکتی سازید
سیاسی نباشید، کاغذبازی نکنید
مشتری است که مشخص می کند کیفیت کار چگونه باید انجام شود
راههای متفاوتی برای کارکردن اختراع کنید
هرروز دین خویش را ادا کنید
باور کنید که در صورت باهم بودن هرکاری می توان انجام داد
در سال ۱۹۵۷ که شرکت به ثبت رسید و عمومی شد، هیولت و پکارد اصول مدیریت خود را در کتابی که دیوید پکارد تحت عنوان راه HP » منتشر کرد ارائه دادند. راهHP که توسط پکارد تشریح شده بر محور اعتماد دور می زند. پکارد معتقد است اعتماد محور راهی است کهHP براساس آن کسب و کار خود را پیش می برد. بازبودن درها و انبارها نشانه ای از اعتماد است. او این سخن را زمانی بر زبان راند که یک انبار را قفل شده دید. قفل را باز کرد و آن را به همراه یک یادداشت روی میز مسئول مربوطه گذاشت و نوشت اتاق قفل شده هماهنگ با تفکرHP نیست. آنها معتقد به استخدام بهترین ها و گماردن افراد مناسب در مشاغل مناسب بودند. هدف از کسب و کار در نظرآنها دستیابی به ثروت نیست بلکه انجام یک خدمت یا ارائه یک محصول مورد نیاز است که از طریق آموزش مستمـر کارکنان و مدیریت فرآیندها بـه دست می آید.

پس از ادغام HP وکمپک، شرکت HP به عنوان رقیب سرسخت IBM، به عنوان دومین قطب عظیم صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات درجهان مطرح است. HP به عنوان یک شرکت جهانی که کسب و کار در آن با بیش از ۱۰۰ زبان دنیا انجام می شود، مقام اول را در تولید و عرضه چاپگرهای لیزری جوهرافشان و نیز عرضه سرورهای مختلف و سیستم های حافظه رایانه و مقام دوم را در تولید رایانه های شخصی کیفی، رومیزی و جیبی داراست. HP اولین شرکت تأسیس شده در منطقه دره سیلیکون است که امروزه گاراژ تولید اولین اسیلوسکوپ شرکت در سال ۱۹۳۸، نه تنها به عنوان نماد شرکت بلکه به عنوان نماد تولید دره سیلیکون به عنوان قطب صنعت الکترونیک آمریکا و دنیا شناخته می شود. بسیاری از شرکتهای بزرگ الکترونیک که بعدها در دره سیلیکون تشکیل شدند متأثر از سبک مدیریتی شرکت HP بودند. این سبک خاص مدیریتی که در ابتدا به عنوان «گاراژ» شهرت داشت، با عرضه کتاب «راه HP» توسط پکارد، امروزه به عنوان «راه HP» شناخته می شود.

چشم انداز

چشم انداز شرکت HP عبارت است از: «یک شرکت برتر الکترونی با روحی درخشان برای ی در عصر اینترنت». آنچه زیربنای این چشم انداز را تشکیل می دهد، توجه به تنوع، خلاقیت و نوآوری است.

تحقیق و توسعه

HP یک شرکت جهانی مبتنی بر فناوری است. این ویژگی از همان زمان تأسیس شرکت وجود داشته است. تا سال ۲۰۰۵ بیش از ۳۰ هزار اختراع توسط شرکت به ثبت رسیده است. تنوع خیره کننده محصولات وخدمات شرکت گویای این واقعیت است. همین مسأله باعث شده که در حوزه های تولید چاپگر و تجهیزات تصویربرداری، سرورها و حافظه ها، شرکت مقام اول را دارا باشد. حوزه‌های فعالیت شرکت، عمدتا سیستم‌های رایانه شخصی (۳۱ درصد)، چاپگر و تصویربرداری (۲۹ درصد)، حافظه ها (۱۹ درصد)، خدمات (۱۸ درصد)، خدمات مالی (دو درصد) و نرم افزار (یک درصد) را دربرمی گیرد.

فروش

درحالی که در اولین سال هزاره جدید درآمد شرکت ۲/۴۵ میلیارد دلار و سود خالص آن ۴/۱ میلیارد دلار بود، سال ۲۰۰۵، شرکت با فروش ۷/۸۶ میلیارد دلار و سود خالص ۴/۲ میلیارد دلار به مقام ۳۳ در فهرست ۵۰۰ شرکت برتر مجله فورچون دست یافت. تنها در سال ۲۰۰۵، بیش از ۵۰ میلیون چاپگر و ۳۰ میلیون رایانه فروخته و دو میلیون خدمات استاندارد صنعتی ارائه شد.

مدیرعامل

ویلیام هیولت یکی از بنیانگذاران شرکت معتقد بود «حرکت ما از یک گاراژ کوچک تا یک شرکت رایانه ای، یک راه روشن نبود». او همواره تاکید می کرد که «شما باید برای کارکنانتان محیطی فراهم آورید که کارکردن را دوست داشته باشند. کارکنان را تیمی بارآورید، در این صورت شانس موفقیت شرکت بالاست. برای اینکه کارکنان به مسیر کار تیمی درآیند باید به آنها نشان دهید که شما از آنها مراقبت می کنید». همین دیدگاهها سبب شد که HP جزء اولین شرکتهایی باشد که بیمه همگانی کارکنان و شراکت آنها را در سود کارخانه، انجام داد و تقسیم ساعات کاری شناور را به کار گرفت. هیولت و پکارد می دانستند که راز حقیقی موفقیت آنها نه در طرحها و محصولات و برنامه‌هایشان، بلکه در کارکنانشان بود. آنها فهمیدند که اگر شما کارکنان را باور کنید و به امیدشان باور داشته باشید و در رؤیاهایشان مشارکت کنید و بگذارید به طور کامل از استعدادهایشان استفاده کنند، آنها می توانند کارهای بزرگی انجام دهند. این همواره همان راز «راه HP» بوده و خواهدبود. ویژگی راه HP، نوآوری، صداقت، درستی و احترام است. به تعبیر خانم کارلی فیورینا مدیرعامل قبلی شرکت، آن دو تنها با ۵۳۸ دلار و یک «رؤیا» شروع کردند تا جهان را تغییر دهند و این کار را کردند. در سال ۱۹۴۰ که هیچکس کارخانه الکترونیک ایجاد نکرده بود، آنها ایجاد کردند. در سال ۱۹۴۳ دستگاههای فرکانسی ساختند درحالی که تجربه قبلی روی آن نداشتند. در سال ۱۹۷۲ که هیچ کس تصور وجود یک ماشین قابل حمل نمی کرد که بتواند معادلات ریاضی پیچیده را انجام دهد (ماشین حساب)، آنها جیبی آن را ساختند. در سال ۱۹۸۴ که خواندن و نگهداری مدارک مشکل بود چاپگرهای عالی ساختند. آنها با نوآوری پیش رفتند.

زمانی که او طرح متهورانه ادغام با شرکت کمپک را مطرح ساخت، در دفاع از آن گفت: ما باید آینده را بسازیم. میراثی که به ما رسیده مبتنی بر نوآوری و ارزشهایی است که بهای آن ابدی است. ما نمی توانیم شرکت را در جای خود نگه داریم. ما باید با شهامت و تدبیر شرکت را به پیش ببریم. اگر به جای فکر بهبود، درصدد توجیه و دفاع از عملکرد خود برآیید، این آغاز مراحل شکست شماست. به تعبیر دیوید پکارد: اگر ما در حوزه فناوری‌هایی که سریع تغییر می کند وارد شویم برای آنکه ثابت باقی بمانیم، باخته ایم. خانم فیورینا درمدت تصدی مدیرعاملی شرکت، علاوه بر این کار بنیانی، همواره از رنسانس دیجیتالی سخن گفت که در آن کسب وکارها باید فناوری‌هایی عرضه کنند و خدمات الکترونیکی ارائه نمایند و زیرساختهای اینترنتی همیشه فعال، فراهم آورند تا این شبکه‌ها درخدمت انسانها باشد. درهرجا و درهر موقع، حتی درحالت حرکت. او این انقلاب «در حرکت» را در حوزه های اینترنت، تجارت الکترونیکی و خدمات الکترونیکی مطرح می کرد که ساختاری از شبکه را می گشاید که در آن کسب و کار سیال‌تر و انعطاف پذیرتر است. او معتقد بود زیرساختهای مبتنی بر اینترنت مثل آب و هوا باید در دسترس باشند.

مدیرعامل جدید شرکت که به تازگی این مسئولیت را عهده دار شده است، مارک هرد ۴۹ ساله است. او قبلا ۲۵ سال در شرکت NCR به کار مشغول بود و در چند سال آخر مدیرعامل شرکت بود. مارک هرد بر سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه در سه زمینه ارتباطات در حرکت (MOBILE)، انتقال از چاپگرها و تصویربرداری آنالوگ به دیجیتال در بازارهای شخصی و صنعتی و تجاری و نیز نسل نوین خدمات ومعماری مراکز اطلاعات شرکتها تاکید دارد. او معتقد است پیروزی در بازار تنها به نتایج برنمی‌گردد بلکه چگونگی دست یافتن به آن نتایج نیز مهم است. هرو بر این باور است که باید به سمت فرهنگ عمل کردن و پاسخگو بودن حرکت کرد. باید اخلاق در هر تصمیم و عمل فردی با دیگران حضور داشته باشد.

او می گوید در یک شرکت موفق، اخلاق و قانونمداری یک بخش اساسی از فرهنگ کاری است. به همین دلیل او کسب و کار غیراخلاقی و غیرقانونی را در HP برنمی‌تابد و در آن مسامحه روا نمی دارد. او معتقد است کار سختی پیش‌رو دارد.

پدر دره سیلیکون
در دهه ۱۹۳۰ پروفسور فرد ترمن  استاد مهندسی برق دانشگاه استنفورد متوجه فقدان فرصتهای شغلی در منطقه برای دانش آموختگان رشته مهندسی دانشگاه شد، به گونه ای که آنان مجبـــــور می شدند برای یافتن شغل به ساحل شرقی بروند. آنچه او به عنوان راه حل برای رفع این مشکل در نظر داشت راه اندازی فعالیتهای فناوری در محل بود. اولین اقدام او در این زمینه تشویق شدید شاگردانش به تاسیس شرکت توسط آنها در منطقه بود. از جمله شاگردان بااستعداد او که سخن استاد خود را پذیرفتند و هسته اولیه دره سیلیکون را باتاسیس شرکت خود بنیان گذاشتند ویلیام هیولت و دیوید پکارد دانشجویان مهندسی برق دانشگاه بودند. گرچه دیوید پکارد پس از دانش آموختگی در سال ۱۹۳۴ به شرکت جنرال الکتریک در نیویورک پیوست اما ویلیام هیولت تا یکسال پس از دانش آموختگی نیز بااستاد خود پروفسور ترمن به کار تحقیقاتی در دانشگاه ادامه داد. او در این مدت کار طراحی و ساخت نوسان ساز صوتی را انجام داد. پکارد از جنرال الکتریک برگشت و با پیوستن به هیولت، با تشویق استاد خود به فکر عرضه تجاری نوسان ساز صوتی افتادند. آنها در سال ۱۹۳۷ در محل یک گاراژ که تنها فضای حضور یک خودرو را داشت شرکت کوچک خود را تاسیس کردند. سرمایه اولیه شروع کار این شرکت تنها ۵۳۸ دلار بود. اولین مشتری عمده وسیله الکترونیک آنها که برای آزمایش تجهیزات صوتی به کار می رفت شرکت والت دیسنی بود که خرید ۸ دستگاه نوسان ساز HP200A را برای ساخت فیلم  فانتازیا به شرکت نوپا سفارش داد. این آغاز یک رشد بی پایان بود.
طی جنگ جهانی دوم پروفسور ترمن ارتباطات قوی و خوبی با مرکز کشور برقرار کرد و مدتی به آنجا رفت و پس از بازگشت به دانشگاه، موفق به بستن قراردادهای دولتی برای دانشگاه استنفورد و شرکتهای محلی شد. پس از جنگ، دانشگاه استنفورد دچار مشکلات مالی بود و برای تامین اعتبار جهت پاسخگویی به رشد سریع پس از جنگ به شدت به پول نیاز داشت. پروفسور ترمن برای حل مشکل تلاش می کرد. او ایده تاسیس پارک صنعتی استنفورد را از طریق اجاره بخشی از زمینهای دانشگاه به شرکتهای دارای فناوری برتر به مدت ۹۹ سال مطرح کرد. گرچه استنفورد از لحاظ مالی ضعیف بود اما مالکیت بیش از ۳۲۴۰ هکتار زمینهای اطراف را داشت. بالاخره پارک صنعتی استنفورد به عنوان اولین پارک صنعتی جهان در سال ۱۹۵۴ تاسیـس شد که می توان به نوعی آن را هسته اولیه دره سیلیکون نیز نامید. این پارک صنعتی که در جوار دانشگاه تاسیس شده بود تسهیلاتی برای شروع کار شرکتهای تازه تاسیس فراهم می آورد و از لحاظ علمی و تحقیقاتی به آنها کمک می کرد. بدین ترتیب یک مرکز فناوری بالا در کنار یک مرکز دانشگاهی قرار گرفته بود.
پروفسور ترمن در سال ۱۹۵۸ نایب رئیس دانشگاه استنفورد شد. او یک دانش آموخته دانشگاه ویسکانسین را که معاون مرکز تحقیقات SYNTEX بود به کار گرفت. این دو در یک حرکت زنجیره ای، شرکتهای بیولوژیک و دارویی بسیاری در منطقه راه انداختند و بخش شیمی دانشگاه را به یکی از بهترینها در دانشگاههای آمریکا تبدیل کردند. بدین ترتیب SYNTEXیک شــــرکت بین المللی شد که مرکز آن در پارک صنعتی بود. شهرت و رشد فوق العاده پارک صنعتی استنفورد، بخش تحقیق و توسعه (R&D) صنایع و شرکتهای بسیاری از جمله جنرال الکتریک، کداک و شاکلی را به آنجا کشاند.
بسیاری از محققان، پروفسور فرد ترمن دانش آموخته و استاد دانشگاه استنفورد را پدر دره سیلیکون می دانند. گرچه ویلیام هیولت در مواردی دکتر فورست  را پدر دره سیلیکون می داند. او بااختراع لوله خلاء تقویت کننده در سال ۱۹۰۶ راه فعالیتهای رادیویی و الکترونیکی را گشود. هیولت کار عظیم دکتر فورست را چون ابرنواختر  می دانست که بر تحولات آینده بشرتاثیر بسیاری خواهد گذاشت.
هیــولت مفهوم ابرنواختر را برای بیان عقیده اش در مورد تاریخ دره سیلیکون به کار می برد. البته امروز پس از چند دهه از اختراع تقویت کننده های صوتی، مفهومی که او درباره تاثیرش سخن گفته بود بر همه آشکار شده است.
مطابق اظهارنظر اشکلوسی ستاره شناس، کل انرژی تولید شده توسط تمدن بشری در ۳۰۰ سال اخیر انقلاب صنعتی هنوز یکصدم درصد انرژی تشعشعی خورشید است که به سطح زمین رسیده است. اگر با یک رادیوتلسکوپ از فضای بیرونی به کره زمین نگاه شود، امواج متصاعده حاصل از فناوری ارتباطات از کره زمین بسیار شبیه انفجار و تولد یک ستاره جدید برروی سیاره سرد زمین است. آری زمین یک منبع نشر رادیویی در منظومه شمسی است و این همان تعبیر ابرنواختری است که هیولت به کار می برد.

وجه تسمیه
اصطلاح دره سیلیکون اولین بار در سال ۱۹۷۱ توسط دن هافلر ابداع شد. این روزنامه نگار در یک سلسله مقالات که برای نشریه هفتگی اخبار الکترونیک می نوشت این اصطلاح را برای بیان رشد قارچ گونه انبوهی از شرکتهای الکترونیک به کار برد که در منطقه سانتاکلارا تاسیس می شدند. حقیقت آن بود که با زنجیره ای از اختراعات که صورت گرفت همه چیز از سیلیکون ساخته شد. نیمــه هادی ها  در سال ۱۹۴۷ در آزمایشگاه BELL شرکتAT&T، مدارهای مجتمع اولین ریزپردازنده (MICROPROCESSOR) به نام تراشه ۴۰۰۴ (CHIP) در سال ۱۹۷۱ در شرکت اینتل ساخته شد و بدین ترتیب انقلاب رایانه آغاز شد.
طی دهه ۵۰ برنامه های دفاعی در حوزه هوا- فضا والکترونیک به شدت باعث رشد منطقــه دره سیلیکون شد. رونق گــــرفتن کار وکسب نیمه هادی نام سیلیکون را بر تارک آن دره سرسبز نشاند. تهیه نیمه هادی توسط موسسات دفاعی کل تولید شرکتها را شامل می شد. شرکت هوا – فضای لاکهید در سال ۱۹۵۶ به پارک صنعتی آمد. این شرکت به دانشگاه کمک کرد تا بخش هوا – فضا را تاسیس کند و دانشگاه نیز مشاوره علمی و آموزشی به کارکنان آن شرکت را به عهده گرفت. بخشهای تحقیق و توسعه آی بی ام در سال ۱۹۵۲، ناسا در سال ۱۹۵۸ و زیراکس در سال ۱۹۷۰ به منطقه پارک صنعتی استنفورد واقع در دره سیلیکون آمدند.